***خدايا***
به من آرامش بده
تا بپذيرم آنچه که رو نمی توانم تغييربدم
دليری بده
تا تغيير بدم آونچه رو که می تونم تغيير بدم
بينش بده
تا تفاوت اين دو تا رو بفهمم
به من فهم بده
تا متوقع نشم دنيا و مردم اون مطابق ميل من رفتار
کنند...!!!!
![]() |
![]() |
|
| زیبا سر گرم کننده |
|
به نام حق
To love someone means to see them as God intended them.
دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است To love someone is to look into yhe face of God. دوست داشتن یک نفر یعنی نگاه کردن به چهره خداوند The hour of departure has arrived, and we go our ways I to die and you to live. Which is the better, only God knows. هنگام جدایی فرا رسیده است. هر کس به راه خود می رود من می میرم و شما زنده می مانید. تنها خدا می داند کدام بهتر است Live in such a way that those who know you but don't know God will come to know God because they know you. چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند A baby is God's opinion that life should go on. نوزاد مشیت خداست بر ادامه زندگی You don't cleanse your heart to come to God, you come to God to cleans your heart. شما قلب تان را پاک نمی کنید که به سوی خدا بروید شما به سوی خدا می روید که قلب تان پاک شود God is not what you imagine or what you think you underestand. If you underestand you have failed. خدا آن چیزی نیست که تصور می کنید، یا فکر می کنید که می فهمید اگر می فهمید در اشتباهید Prayer is conversation with God. دعا گفتگو با خداست I have learned to thank God for answering my prayers with " no " or " not now " . یاد گرفته ام از خدا تشکر کنم که دعاهایم را با " نه " و " حالا نه " پاسخ می دهد The sole purpose of this human life in nothing but the realization of God. تنها هدف از این زندگی انسانی، شناختن خداست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 13:4 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
دلم براي بادكنك قرمزم تنگ شده
در آخرين لحظه كودكي
بادكنکم تركيد
و درست در همان لحظه من عاشق شدم
وقتي كه دختر همسایه هنوز بچه بودو
پسرک هم از من كوتاه تر بود
در آخرين لحظه كودكي
بادكنكم تركيد
ومن به طعمِ گسِ بزرگي دچار شدم
مزه اش دلم را زد
اما هميشه به مزه ها عادت مي كنيم
در آخرين لحظه كودكي
ساعت 7 عصر تابستان
مادرم سبزي سرخ مي كرد
و پدر درخت گيلاسِ حياط را هرس مي كرد
و من 7 سال بعد
حالم از قورمه سبزي و گيلاس به هم مي خورد
و تابستان ها به قطب شمال مي رفتم
و هرگز دلم براي كسي تنگ نمي شد
وقتي كه بچه ها
در قايم موشك بازيِ آخر
يادشان رفت پيدايم كنند
آدم بزرگ ها به فريبي
مرا به 5 شماره پيدا كردند
و من به همان 5 شماره عاشق شدم
و ناخنهايم را مانيكور كردم
دل آدم بزرگ ها مثل بادكنك خالي نبود
وقتي كه مي تركيد همه جا را خيس مي كرد
و هميشه هم داشتند پياز خورد مي كردند
در آخرين لحظه كودكي
من شاعر بودم
اما شعر نمي نوشتم
بعدها كه بزرگ شدم، ديگر شاعر نبودم
فقط شعرهايم را پاكنويس مي كردم
در آخرين لحظه كودكي دلم براي بادكنكم سوخت
اما من كدئين را آموختم
و بعد از آن مغزم از كودكي ها پارو شد
من در اولينِ تهوع بزرگ شدنم
آبستنِ روياها بودم
و اولين ويارم همان بادكنك قرمز بود
روز بعد از آن بود كه فهميدم: فلسفه را پا به ماه هستم
من بزرگ شدن را بلد نبودم
آن را تقلب كردم
از روي دست خنگ ترين آدم دنيا
7 ساله بودم كه تقلب را كشف كردم و نمره ام بيست شد
اما آدم بزرگ ها همه بي سواد بودند
از آن روزگار تنها يادگارِ من
خرس كوچكم است كه مي داند
من ناخواسته بزرگان را بازي مي كنم
و دلِ من همچنان در هيجانِ بادكنكِ قرمزم جا مانده است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 12:25 توسط اکرم مهدی پور |
|
غروب ...حوالی آسمان...بالا نگاه خسته سارا به دفتر دارا به زمهریر تنت ماه بیست-تر ساله بپیچ در تن نازت غرور سرما را چقدر پر شد و خالی شد استکانها..بعد به سجده آمدی ای گل..به ربی الاعلی بیا که دختر کولی قصه هام امشب به رقص آمده با من کنار من اینجا و من که حال خرابم خرابتر میشد چو آهوان نظر کرده ای در این صحرا خبر دهید به خسرو که جان شیرینش اسیر در دل صیاد بیستون حاشا ببین چگونه به صف می کند لسان الغیب "سهی قدان سیه چشم ماه سیما را" چه آسمان بلندی....چه نردبان بلندی بیا که خسته ترینم..بیا بپر بالا |
|||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 12:23 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
پسرکی از مادرش پرسيد:مادر چرا گريه ميکنی؟ مادر فرزندش را در اغوش گرفت و گفت:نميدانم عزيزم ,نميدانم!!!!!! پسرک نزد پدرش رفت و گفت:بابا ,چرا مامان هميشه گريه ميکند؟او چه ميخواهد؟ پدرش تنها دليلی که به ذهنش ميرسيد, اين بود:همه ی زنها گريه ميکنند ,بی هيچ دليلی!!!!!!!!! پسرک متعجب شد ولی هنوز از اينکه زنها خيلی راحت به گريه می افتند ,متعجب بود. يکبار در خواب ديد که,که دارد با خدا صحبت ميکند,از خدا پرسيد:خدايا چرا زنها اين همه گريه ميکنند؟ خدا جواب داد:من زن را به شکل ويژه ای آفريده ام .به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگينی زمين را تحمل کند,به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل کند,به دستانش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند او به کار ادامه دهد. به او احساسی داده ام که با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد,حتی اگر او را هزاران بار اذيت کنند و به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد,از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی داده ام تا هر هنگام که خواست فرو بريزد. اين اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هر گاه نياز داشت بتواند از آن استفاده کند. زيبايی يک زن در لباسش,موهايش,يا اندامش نيست. زيبايی زن را بايد در چشمانش جست و جو کرد, زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 12:9 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداکار
اون بابای مهربون فحش میده به بچههاش
قسم میداد بابارو به فاطمه، به جدش
(براي شنيدن اين شعر اينجا را کليک کنيد)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 خرداد1386ساعت 10:28 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
قدمت تاریخی تپه یحیی : تپه یحیی واقع در دشت صوغان در 225 کیلو متری جنوب شهر کرمان در شهرستان بافت واقع است که قدمت 5000 ساله داراست 19.8 متر از دشت کنونی ارتفاع دارد و شکل آن حالت مخروط ناقص را نشان میدهدکه قطر دایره پایه اش 187 متر است از دامنه تپه تا 2 کیلو متری خرده سفال زیاد است کشف تپه یحیی : توسط پروفسور کارلوسکی و همراهانش در 1967 میلادی(1346 شمسی) صورت گرفت که وابسته به موزه پی پای دانشگاه هاروارد امریکا بودند
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 18:21 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 14:29 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
دو فرشته مسافر برای گذراندن شب در خانه یک خانواده ثروتمند به زمین فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند ودو فرشته را به مهمان خانه مجللشان راه ندادند .بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند. فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد.وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده پاسخ داد : همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند! شب بعد این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذایی مختصر زن و مرد فقیر رختخواب خود را اختیار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد این دو فرشتگان زن و مرد فقیر را گریان دیدند گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید : چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد! فرشته پیر پاسخ داد :وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم. دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. بستم و طلا ها را از دیدنشان مخفی کردم . دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر را خوابیده بودیم فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم! همه امور بدان گونه که نشان می دهند نیستند وما گاهی اوقات خیلی دیر به این نکته پی می بریم. ************** پس به گوش باشید شاید کسی که زنگ خانه تو را می زند فرشته ای باشد و یا نگاه و لبخندی که تو بی تفاوت از کنارش می گذری آنها باشند که به دیدار اعمال تو آمده اند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 18:10 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
كودكي كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:
مي گويند كه فردا مرا به زمين مي فرستي
من به اين كوچكي و ناتواني
چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟؟ خداوند پاسخ داد: از ميان فرشتگان بيشمارم يكي را براي تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و حامي و مراقب تو خواهد بود. كودك همچنان مردد و ادامه داد اما اينجا در بهشت من جز خنديدن
آواز و شادي كاري ندارم.
خداوند لبخند زد : فرشته ي تو برايتآواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود. ادامه داد :
من چطور مي توانم بفهمم كه مردم چه مي گويند در حالي زبان آنها را نمي دانم.
خداوند او را نوازش كرد و گفت: فرشته ي تو زيباترين وشيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در
گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني. كودك با ناراحتي گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت كنم چه كنم؟؟ و خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت؟ "فرشته ات دستهاي تو را در كنار هم قرار خواهد داد و به تو مي آموزد كه چگونه دعا كني." كودك سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام كه در زمين انسانهاي بد هم زندگي مي كنند. چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟؟ خدا گفت : فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد حتي اگر به قيمت جانش تمام شود. كودك با نگراني ادامه داد : من هميشه به اين دليل
كه نمي توانم تو را ببينم غمگين خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت : فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد اگرچه من هميشه در كنار تو هستم. آن هنگام بهشت آرام بود
- اما صداهايي از زمين به گوش مي رسيد. كودك مي دانست كه بزودي بايد سفر خود را آغاز كند .پس سوال آخر را به آرامي از خداوند پرسيد : خدايا اگر بايد هم اكنون به دنيا بروم لا اقل نام فرشته ام را به من بگو. خداوند او رانوازش كرد و پاسخ داد : نام فرشته ات اهميتي ندارد ولي مي تواني او را "مادر" صدا كني. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 15:15 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 13:33 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
ببین چقدر مهربونه تورو خدا یه کم به حرفای خالقت فکر کن:
هنگامی که به نماز می ایستی و با من سخن می گویی
چنان به حرفهایت توجه دارم که فکر میکنم تنها همین یک
بنده را دارم.......
اما زمانی که تو با من سخن می گویی طوری فکرت پریشانست
که انگار صدها خدا داری...
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+- خسته اما مشتاقت را به آنها مي دوزي و آرزو ميکني که کاش مي توانستي با دستهايت سهم خودت را از آسمان برداري . اگر تو بخواهي مي توانند پلکاني شوند و تو را اوج دهند تا ملاقات خدا؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 16:29 توسط اکرم مهدی پور |
|
ادما اگه می دونستن کی میمیرن خیلی بهتر بود شاید اونجوری سعی می کردن فقط یکم یکم با هم مهربونتر تا کنند کاش یادمون می موند که باید یه روزی بایستیم بابت همه کارامون جواب پس بدیم بابت همون نگاهی که سرسری کردیمو شاید یکی عاشق شد بابت حرفی که بی جهت زدیمو یکی رنجید بابت فریادی که نباید می زدیمو زدیم و دلی شکست بابت لبخند ی که باید می زدیمو نزدیم بابت کمکی باید می کردیمو نکردیم بابت دستی که باید بوسه بارانش می کردیمو نکردیم و.... یه جایی جمله ی جالبی خوندم تو یه سایت اینترنتی مال هر کی بود بابت کپی کردنش از ما بگذره اما جمله ی خوشگلی بود :وقتی به دنیا میایم تو گوشمون اذان می گن وقتی مردیم واسمون نماز می خونن چه فاصله کمیه بین اذان و نماز!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 15:42 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
سلام به بچه های خوب بافت وهمین طور سایر عزیزانی که از این وب بازدید میکنند خوشحال میشم نظرات گرمتون روبخونم واستفاده کنم .
امیدوارم هر جاودر هر حالی که هستید سلامت وموفق باشید. مطلبی که براتون گذاشتم به نظر من خیلی موثر و آموزنده است امیدوارم خوشتون بیاد. دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به
جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی
خود را بیابیم
1- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار
میشدی بلکه از تو خواهد پرسید چند نفر را که وسیله
نداشتندبه مقصد رساندی ؟
2- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چند متر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی
؟
3 -خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی ؟
4-خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی ؟
5-خداوند از تو نخواهد پرسید که عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آن را به بهترین نحو انجام دادی ؟
6-خداوند از تو نخواهد پرسید که چه تعداد دوست داشتی بلکه
از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی ؟
7-خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار میکردی ؟
8-خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به
جستجوی رستگاری بپردازی بلکه با مهربانی تو را به جای
دروازه های جهنم به عمارت بهشتی خود خواهد برد ؟
9-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو
خواهد پرسید چگونه انسانی بودی ؟
10-خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این نوشته را برای
دوستانت نخواندی بلکه خواهد پرسید چرا از خواندن آن برای
دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی ؟
کتاب مردم شناسی
نوشته ویلیامز داجین کو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 15:13 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
با سلام خدمت همشهریان عزیزم
این غزل از آقای محمد علی جوشایی است که تا چندی قبل رییس اداره ارشاد بافت بودندامیدوارم لذت ببرید:
روز گرسنگي سرمان را فروختيم نان خواستيم ، خنجرمان را فروختيم
چون شمع نيم مُرده به سوسوي زيستن
پس مانده هاي پيكرمان را فروختيم
از ترس پير كُش شدن ريشه اي كثيف
سر شاخهء تناورمان را فروختيم
غيرت نبود تا بزند پشت دست حرص
ما كودكانه باورمان را فروختيم
در چشم گرگ خيره مشو اي پدر كه ما
پيراهن برادرمان را فروختيم
دروازه باز و بسته چه توفير مي كند؟
وقتي نگاه بر درمان را فروختيم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 14:39 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
سال نو مبارک عزیزان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 فروردین1386ساعت 9:51 توسط اکرم مهدی پور |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 12:43 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
بابا بیخیال هنوزم که بچه های بافتی شرمنده میکنند وفرت و فرت به وب سر میزنن
الان که اول ترمه هنوز یه کم پرجنب وجوش تر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 9:59 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
سلام بافتی های عزیز
خوبید؟ دلم برای همتون تنگ شده
مواظب خودتون باشین
دلتنگی ما ساکت وتعطیل گذشت با جمعه وسینما وآجیل گذشت تا چشم بر هم زدیم یک فصل دگر مفعول مفاعلن مفاعیل گذشت
تا بعد حق نگهدار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 12:17 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 دی1385ساعت 16:47 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 13:2 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
من «زيره» هستم !
من سوغات كرمان زيره هستم . در فارسى به من
((زيره ))، در عربى به
من ((سنوت )) مى گويند و در كتاب هاى گياه شناسى
قديم ((كمون ))
خوانده شده ام ، و در زبانهاى اروپايى نام من با كمى
تغيير از كمون گرفته
شده است ، زادگاه اوليه نوع سياه من كرمان است
واينكه بعضى از مولفين
اروپايى و مترجمين ايرانى منشا مرا مصر عليا نوشته اند
صحيح نيست ،
فقط نوعى از ما كه به كمون نبطى معروف است از قديم
در سواحل رودخانه
نيل خاكسترى است فرق بسيار است . از جمله اينكه
من شكم را جمع
مى كنم و نوع نبطى به آن لينت مى دهد. زراعت من به
آب زياد احتياج
ندارد و كشاورزان كرمان به جاى اب وعده آنرا مى دهند
در صورتى كه
محصولى كه در كنار رودخانه نيل به عمل مى آيد. از آب
زيادترى بهره مند
مى شود.
خاصيت هورمونى و ضد عفونى كننده و قدرت ميكرب كشى من خيلى
زيادتر از انواع ديگر است ، من داراى انواع مختلف به
رنگهاى سياه ، سبز،
صورتى ، زرد و قهوه اى و سفيد خاكسترى هستم .
بذر انواع ما بيضى دراز است و همگى داراى يك اسانس
روغنى فرار مخلوط
از چند تركيب دارويى و مواد موثره بوده و همراه آن
مقدارى تانن - رزين صمغ و نوعى الكل و تركيبات كوچك
ازت دار است . اروپاييان مرا مانند ادويه
به غذا ميزنند و پنير را با آن خوشبو و حفظ مى نمايند و
يك نوع نان با آن
مى پزند و اعراب بذر ما را با عسل و فلفل مخلوط كرده ،
معجونى جهت
تقويت قوه باه درست مى كنند. ميوه من استعمال
داخلى دارد و هم خارجى
- بادشكن و جمع كننده رطوبت است ، مقوى معده -
امعاء كبد بوده ، اشتها
را تحريك مى كند. جلوى سكسكه را ميگيرد، ورم طحال
و اسهال را معالجه
مى كند. به علت داشتن هورمون جنسى ، شهوت را بر
مى انگيزد و شير
مادران را زياد مى كند. عادت ماهانه زنان را باز مى كند و
به موقع آنرا بند
مى آورد. عرق را زياد مى كند و بوى بد آنرا برطرف مى
سازد. پرندگان
مخصوصا كبوتر به بوى دانه سياه من علاقمندند و اگر
آنرا در لانه كبوتر
بگذاريد، زود مانوس شده و هر كبوترى كه بوى آنرا
بشنود، به سوى لانه
مى آيد و از آن گريزانند. اگر آب خيسانده مرا به چوب
بماليد، موريانه نخواهد
خورد و اگر آنرا بر بدن بماليد، شپش در لباس رشد
نخواهد كرد و در اين
مورد پيشينيان غلو كرده اند. نوشته اند اگر بدن نوزادى را
هنگام تولد با آب
زيره بشويند، در تمام عمر شپش در بدن او پيدا نمى
شود.
حشرات شپش پيدا
نمى شود و ما نتوانستيم صحت و سقم اين ادعا را كه
اغراق به نظر مى
رسد امتحان كنيم ) شستشو با آب خيسانده يا
جوشانده من رنگ چهره را
باز و آنرا نورانى مى نمايد. مرا با ماسك زيبايى روى
صورت بنيدازيد و يا
مخلوط با ماست كرده ، به صورت بماليد و لطافت و نرمى
آنرا بعدا مشاهده
فرماييد. من قاطع بلغم و درمان رعشه و لغوه هستم
. زياده روى در خوردن
من ترشح تيروئيد را زياد مى كند و باعث لاغرى و زردى
رخسار مى شود - من بدن را گرم مى كنم و به هضم غذا كمك مى نمايم
و نفخ آنرا برطرف
مى نمايم ، مخصوصا اگر اين نفخ به علت پيرى و سردى
مزاج باشد.
هاى آنرا با دو انگشت گرفته بگذاريد مدتى بماند -
چكاندن آب مطبوخ من در
چشم ، قرمزى آنرا برطرف مى كند و مانع خونريزى
شده ، از چسبندگى
پلكها جلوگيرى مى نمايد. ورم ملتحمه چشم را فرو مى
نشاند. مضمضمه
جوشانده من درد دندان را ساكت مى كند. نوشيدن
خيسانده من در سركه
جهت تنگ نفس و خفقان نافع است . ضماد من آرد باقلا
ورمها را از بين مى
برم - من مخلوط با عسل شهوت را زياد و مخلوط با
سركه آنرا كم مى كنم .
اگر مرا با غذاهاى گوشتى بپزيد از مضار گوشت كاسته و غذاى گوارايى
خواهيد خورد.
كرده بود كه
متاءسفانه به علت در هم ريخته شدن خطوط نامفهوم
بود و من در اينجا
ناگزير به آن اشاره مى كنم .
جلوگيرى از آبستنى
مورد توجه واقع شده براى اين كار توجه پزشكان و
داروسازان متوجه
هورمونهاى گياهى است . زيرا از بكار بردن هورمونهاى
مصنوعى نتيجه
مطلوب و بى ضرر بدست نيامده است و در اين مورد
غذاشناسان آمريكا
استفاده از گياهى به نام ((مى پى كو تا - تا)) را توصيه
كرده اند. در ايران
گياهانى كه داراى هورومون جنسى باشند زياد است و
يكى از آنها ما زيره هاى گوناگون مخصوصا زيره سياه هستيم و يكى از نزديكان ما كه سياه دانه
است ، و بعدا خود را معرفى خواهد كرد در اين مورد اثر
معجزه آسا دارد.
شكم را جمع مى
نماييم هم عادت ماهانه بانوان را باز مى كنيم و هم از
خونريزى زياد آن
جلوگيرى مى كنيم ، هم شهوت را تحريك مى كنيم و
هم مى توانيم آنرا از
بين ببريم ، اين خواص متضاد را ما مرهون تركيبات خود
مخصوصا هورمونهاى
جنسى هستيم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آذر1385ساعت 11:11 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 آبان1385ساعت 11:26 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 آبان1385ساعت 17:46 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 14:12 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
می گما خسته نمی شید اینقد میاین به وب خودتون! سر می زنید
والله شر منده میکنید ما نویسنده ها از این همه توجه گروگر عزق می ریزیم
بابا بیاین به نظر کوتاه بدین که ما تشویق بشیم با جدیت بیشتر رو وبلاگ
کار کنیم اوکی؟
***خدايا***
به من آرامش بده
تا بپذيرم آنچه که رو نمی توانم تغييربدم
دليری بده
تا تغيير بدم آونچه رو که می تونم تغيير بدم
بينش بده
تا تفاوت اين دو تا رو بفهمم
به من فهم بده
تا متوقع نشم دنيا و مردم اون مطابق ميل من رفتار کنند...!!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 آبان1385ساعت 12:51 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
در شهر من جائی است که هوایش بی تاب در ملکوت است در شهر من جائی است که لانه گل سرخ تنها نیست در شهر من جائی است که آسمانش نزدیک است در شهر من جائی است که در پس پرده شب ماه نمیتابد در شهر من جائی است که گلاب در بازی سنگ است و آب نماد عشق در شهر من جائی است که در زیر پرتو آفتاب مردمش میرقصند |
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 مهر1385ساعت 12:46 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
کویر بی باران
.......................
تو کاش از این مردم
ـ ز مردم کرمان
بقدر یک ارزن
وفا وخوبی را
به دام بستانی
که مثل مهر درخشان همیشه بخشنده
و همچو مردم این شهر مهربان باشی
حمید مصدق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 مهر1385ساعت 19:11 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
سلام بافتی های عزیز خوبید؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 مهر1385ساعت 19:18 توسط اکرم مهدی پور |
|
![]()
پارک ملی خبرو پناهگاه حیات وحش روچون:
عنوان معادل با طبقه بندی IUCNر: Wild Life Refuge (IV) ,National Park II مساحت : 178153 (پارک ملی خبر 149982 ، پناهگاه حیات وحش روچون 28171 ) موقعیت جغرافیائی : 56 درجه و 29 دقیقه طول شرقی 28 درجه و 40 دقیقه عرض شمالی در شهرستان بافت تاریخ تصویب شورای عالی محیط زیست : 3/6/1378 سیمای طبیعی : گونه های مهم گیاهی منطقه : کهکم، بنه، زرشک، انار شیطان ، ارس ، زیتون ، بادام کوهی ، بارهنگ ، بومادران ، زنبق وحشی ، گل ماهور و.... گونه های مهم جانوری : جبیر ، قوچ و میش ، کل وبز ، رودک عسل خوار ، سوری ، دارکوب ، تیهو ، شکم سیاه ، هوبره ، انواع چکچک ، فلامینگو، اردک سبز ، آبچلیک ، کمرکولی ، باقرقره ، کبک و... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 16:59 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 خرداد1385ساعت 12:35 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 خرداد1385ساعت 12:31 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
اطلاعات - صفحه : 8 - تاريخ :25/06/1383
رابر رامسر جنوب
گردو این محصول بی رقیب اما محروم
آبشار سید مرتضی
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 15:1 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
آتش گرفتن درخت 5هزارساله رابر
چنار پنج هزار ساله روستاي چشمه عروس بخش رابر از توابع شهرستان بافت طعمه حريق شد. به گزارش واحد مركزي خبر از كرمان، در اين آتش سوزي سه تنه از هفت تنه اين درخت كهنسال، كه 30 متر ارتفاع دارد، در آتش سوخت. اين آتش سوزي پس از دو روز با تلاش اهالي اين روستا مهار شد. هالي روستا اعلام كردند رعد و برق علت آتش گرفتن اين درخت بود.درخت چنار پنج هزار ساله روستاي چشمه عروس بخش رابر در فهرست آثار ميراث فرهنگي ثبت شده ا
|
||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 11:52 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 15:59 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
-زندگي راهي بي نهايت است ،كه ما اول آن استاديم ومدام به ميان بر ها
فكرمي كنيم .
2-روزي كه صبر در باغ زندگي روييد به چيدن ميوه ي زندگي اميدوار باش .
3-خوشبختي يگانه ترين چيزي است كه ميتوان بدون اينكه خود داشت به ديگران
هديه داد. 4 -صداقت تنها تقلبي است كه در آن نميتوان هيچ نوع تقلبي كرد. 5 -قبل از اينكه به بردن فكر كنيد از باختن نترسيد.
۶-تواضع بي جا آخرين حد تكبر است .
7-شعله ي اميدواري فرد موفق هيچگاه خاموش نميشود.
8-هيچ ميراثي غني تر از درستكاري نيست.
9-كوره را براي دشمنانت آن قدر گرم مكن كه حرارت آن خودت را بسوزاند.
۱۰-كساني كه به شما پند ميدهند را دوست بدار نه كساني كه تورا ستايش ميكند. 11 -خاموشي آرايش دانا وپوشش نادان است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 17:26 توسط اکرم مهدی پور |
|
به نام نامی تنها هنرمند که هست نام زیبایش خداوند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 17:21 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
تلاش کنید...
1-تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید 2-تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید 3-تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید 4-تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود 5-تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید ۶-تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید،دوستان قدیمی را هم حفظ کنید 7-تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید
۸-تلاش کنید همیشه برای اطرافیان تان جذاب باشید 9-تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او 10-تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آن هایی که در این راه به شما کمک کرده اند را فراموش نکنید 11-تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند، شما ناقض پیمان نباشید 12-تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست 13-تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتارو گفتارتان آن ها را از محبت پشیمان نکنید -۱۴ تلاش کنید به هر چیزی آ ن قدر بها دهید که استحقاقش را دارد 15-تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 15:11 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
اگر زندگي يك. پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي
باشيد تا با او قسمت كنيد
هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردی اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي د ديوار مي ماند دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي
حتما رد پات باقي ميمونه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 10:24 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
قرار است امشب دو ماهی بمیرند که دیگر سراغی ز دریا نگیرند قرار است چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از آرزوهای پیرند و بوی جهنم که آید از این شهر و مردان اینجا چه نا سر به زیرند تمام فصولی که می آید امسال بدون شک از ابتدا سردسیرند بعید است امسال دستان سردم بدون بهار شما جان بگیرند و یک سال دیگر گذشت و نفسهام از این لحظه های پر از غصه سیرند شب سرد و بی انتهای زمستان قدمها مردد ولی ناگزیرند دو خط موازی رسیدن ندارند دو خط موازی فقط هم مسیرند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 20:17 توسط اکرم مهدی پور |
|
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 17:42 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
مراقب افکارت باش زيرا آنها به گفتار تبديل مي شود زيرا آنها به رفتار تبديل مي شود. زيرا آنها به کردار تبديل مي شود. زيرا آنها به عادات تبديل مي شود. زيرا آنها به شخصيت تبديل ميشود. زيرا آنها به سرنوشت تبديل مي شود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 17:26 توسط اکرم مهدی پور |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 2 اردیبهشت1385ساعت 19:23 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
برای زنده ماندن به مهربانی،همکاری ،اعتماد و We need on anothers
Kindness, cooperation,
احترام یکدیگر نیازداریم trust and Respect To survive باید حرف بزنیم تا کلمه ای باقی نماند We must talk Until there are no
more words
باید توضیح دهیم تا همه چیز درک شود We must explain Until
everything is understood
باید درستکار باشیم که چیزی مخفی نماند We
must be honest Until nothing is hidden
باید گوش کنیم، تاهمه چیز گفته شود We must listen Until everything has been
said
باید بپرسیم، تا علت را بدانیم We So that we know why must guestion
باید منصف باشیم،تانیاز همه بر آورده شود We must be fair So that everyones
اگر رابطه ای نباشد، تعهدی نمی ماند needs are met If there is no communication
و اگر تعهدی نباشد، دوستی نمی ماند There will be bond If there is no bond
There will be no friendship
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 16:13 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
یکی ادعّا داره از همه بهتر میفهمه ، ولی وقتی نگاش میکنی یک جفت
گوش مخملی میبینی !! یکی ادعّا داره مهربونتر از اون پیدا نمیشه ، اما کسی تا حالا نتونسته از
حرفهاش ناراحت نشه !!
یکی دوست داره آزاد باشه ، ولی تختش رو بین دو دیوار محصور میکنه
و فقط از یک طرف آزاده !!!
یکی میگه عاشق طلوع آفتابه ، اما تا لنگ ظهر خوابه !!
یکی ادعّای عاشق بودن میکنه ، ولی جون عشقش رو به لبش میرسونه !!
یکی خودش رو بافرهنگ و آداب دان میدونه ، اما مسخره کردن دیگران
از کارهای روزمرّه اونه !
یکی عاشق بارونه ، ولی وقتی بارون میاد گوشهاشو میگیره تا صدای
بارون رو نشنوه !
یکی ادعّا داره خیلی باهوشه ، اما توی خواب خرگوشیه !!
یکی ادعّا میکنه صورت زیبایی داره ، ولی خبر نداره سیرت زشتش
رسواش کرده !
یکی ادعّا میکنه آدم منطقی هست ، اما حرفت به دو تا نرسیده از کوره در
میره !!
یکی ادعّا داره آدم صادقی هست ، ولی دروغهاش روی چوپان دروغگو
رو سفید کرده !
یکی ادعای دوستی داره ، اما از صد تا دشمن هم بدتره !!
یکی هم میگه ادعّایی نداره ، ولی پرمدعّاترین آدمه !! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 16:10 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
پس از بررسی های لازم در دفتر مدیریت وبلاگ تصمیم گرفته شد که از امروز یک بخش به وبلاگ بافت به نام فال گوش اضافه گردد. در این بخش در نظر گرفته شد خبرهایی داغ و خواندنی برای شما فراهم گردد.
اولین خبر امروز در حالی که مشغول تایپ متن جدید بودم ناگهان فال گوش سر رسید و اولین خبر را به من دادکه از قضا انجمن بچه های بافت امروز ساعت ۱ در کلاس ۲۰۵دانشگاه برگزار گرد یده به گفته فال گوش انجمن که متشکل از ۸ نفر می بوده است در مورد موضوع جالبی در حال گفتگو بوده اند که سرانجام پس از ۱ ساعت مشاجره و بررسی مشکلات موضوع مطروحه انجمن به این نتیجه رسید که برای اینکه روی حرفی که در جلسه معارفه زده اند باقی بمانند یک اردوی یک روزه به صورت مختلط برای دانشجویان بافتی مقیم زابل به مقصد چاه نیمه برگزار کنند. که این اردو قرار است در روز جمعه ۱/۲/۱۳۸۵ به اجرا در آید لازم است بدانید که قرار است بدون هماهنگی با دانشگاه این کار صورت گیرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 14:11 توسط اکرم مهدی پور |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 17:17 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
Live one day at a time
اين يكروزه را زندگي كن
We cannot change the past ,
نمي توانيم گذشته را تغيير دهيم
We just need to keep The good memories
تنها بايد خاطرات شيرين را به ياد سپرد
And acquire wisdom from the mistakes we've made .
و لغزشهاي گذشته را توشه ره خرد سازيم
We cannot predict the future;
نمي توانيم آينده را پيش بيني كنيم
We just need to hope and pray for the best and what is right ,
تنها بايد اميدوار باشيم و خواهان بهترين و هر انچه نيكوست
And believe that's how it will be.
و باور كنيم كه چنين خواهد شد
We can live a day at a time
ميتون روزي را زندگي كرد
Enjoying the present
دم را غنيمت شمريم
And always seeking to become a more loving and better person
و همواره در جستجو تا بهتر و نيكوتر باشيم .
كارن بري
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 16:36 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
آیا میدانید
-چيتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.
-شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند.
-عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت ميباشد.
-مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور
خورشيد ميباشد.
-روشنايي قرص كامل ماه 9 برابر هلال ماه ميباشد.
-يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.
-قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب
زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.
-اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.
-كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.
-قلب ميگو در سر آن واقع است.
-گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.
-يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلوكتري به
فضاي اطراف پرتاب كند.
-داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.
-سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.
-آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.
-تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.
-عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.
-تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.
-موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند
-مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد.و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي
متفاوتي مي يابند.
-فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند
-جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند.
-80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد
-قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلنتر ميگردد.
-بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 13:21 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 16:47 توسط اکرم مهدی پور |
|
||||
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 11:46 توسط اکرم مهدی پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام به تمام کسانی که از این وبلاگ بازدید می کنند این وبلاگ کاری از دانشجویان شهرستان بافت در دانشگاه ملی زابل است این وبلاگ در تاریخ 11 اسفند 1384 شروع به کار کرد و امیدوارم با نظرات سازنده ی خود ما را یاری کنید و اثار تون رو در مورد موضوع وبلاگ می توانید به ایمیل وبلاگ بفرستید تا پس از تایید به نام خودتان چاپ شود.
با تشکر هاشمی |
| پیوندهای روزانه |
|
باز کنید ضرر نمی کنید شیلات عشقه جامی از احساس وببلاگ کانون ادبی زابل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
| نویسندگان |
|
الهام هاشمی اکرم مهدی پور مهدی حاتمی مرتضی شیخ الاسلامی |
| پیوندها |
|
کلیک کن 17+ دانشگاه ازاد اسلامی بافت جامی از احساس شیلات عشقه پایگاه ملی داده های علوم زمین استان کرمان |
|
RSS
|